متد بازیگری برتولت برشت یکی از متدهای شناخته شده و متفاوت در تئاتر مدرن است که به ویژه در زمینه ی اجتماعی و سیاسی جایگاه مهمی دارد. برشت، نمایشنامه نویس و کارگردان آلمانی، با دیدگاه خاصی که به تئاتر داشت، متدی نوآورانه به نام “بیگانهسازی” یا “آشنایی زدایی” را برای بازیگری و اجرا توسعه داد.
هدف این متد این بود که تماشاگر را از درگیر شدن احساسی با نمایش بازدارد و او را به تفکر انتقادی وادارد.
برتولت برشت معتقد بود تئاتر نباید تنها یک سرگرمی باشد، بلکه باید ابزار
آگاهی بخشی و تغییرات اجتماعی باشد. او در دوران جنگ جهانی دوم و در مواجهه با فاشیسم و بحران های اجتماعی به این نتیجه رسید که تئاتر باید به جای جذب مخاطب به دنیای تخیلی و دور از واقعیت، او را به اندیشیدن و تحلیل واقعیت های اجتماعی تشویق کند. به همین دلیل، روش “بیگانهسازی” را معرفی کرد تا تماشاگر بتواند بدون دلبستگی و تعصب، خود نمایش را نقد کند.
بیگانه سازی در تئاتر برشتی به این معناست که بازیگران و اجراها باید طوری عمل کنند که تماشاگر احساس نزدیکی و همزادپنداری با شخصیتها و داستان نداشته باشد. به عبارت دیگر، تماشاگر نباید از شخصیتها و احساسات آنها پیروی کند؛ بلکه باید بتواند آنها را از فاصل های دور ببیند و به تحلیل و قضاوت بپردازد. برای مثال، در روشهای بازیگری مرسوم، بازیگران باید کاملاً در شخصیت خود غرق شوند، اما در روش برشت، بازیگر باید خود را از نقش جدا کرده و به تماشاگر یادآور شود که این فقط یک بازی است و واقعیتی که میبیند ساختگی است.
متد برشت دارای ویژگیهایی است که بازیگران با استفاده از آنها میتوانند به هدف اصلی این روش یعنی بیگانهسازی دست یابند. در ادامه به برخی از این ویژگیها اشاره میکنیم:
۱. روایت مستقیم: در متد برشت، بازیگران گاه مستقیماً با تماشاگر صحبت میکنند یا داستان را روایت میکنند. این کار باعث میشود تماشاگر از داستان فاصله بگیرد و نقش یک ناظر را به خود بگیرد.
۲. شکستن دیوار چهارم: برشت به بازیگران توصیه میکرد که “دیوار چهارم” را بشکنند، یعنی با تماشاگر ارتباط مستقیم برقرار کنند و از شخصیت خارج شوند. این عمل به تماشاگر یادآور میشود که او در حال دیدن یک نمایش است، نه یک واقعیت.
۳. تغییر شخصیتها و نقشها: بازیگران در نمایشهای برشتی گاه چندین نقش را بازی میکنند و به سرعت از نقشی به نقش دیگر تغییر میکنند. این تغییرات عمدی و سریع باعث میشود تماشاگر از همزادپنداری با شخصیتها جلوگیری کند.
۴. استفاده از موسیقی و آهنگ: موسیقی در متد برشت نقش مهمی دارد، اما نه برای ایجاد حس یا عمق دراماتیک، بلکه برای تشدید فضای بیگانهسازی. این موسیقی میتواند حالتی ناهمگن با فضای نمایش ایجاد کند تا تماشاگر را از تأثیر احساسی نمایش دور نگه دارد.
۵. طراحی صحنه و لباسهای ساده و نمادین: برشت از لباسها و دکوراسیونهای واقعگرا اجتناب میکرد و بهجای آن از نمادها و نشانه های ساده و گاه مینیمال استفاده میکرد تا تماشاگر نتواند به واقع گرایی نمایش پیوندی عمیق برقرار کند.
متد برشت باعث میشود که تماشاگر به جای غرق شدن در داستان، به معنای آن فکر کند و بهنوعی تئاتر را به مکانی برای تبادل اندیشه و انتقاد اجتماعی تبدیل میکند. به این ترتیب، این متد به تماشاگر این فرصت را میدهد که در پایان نمایش نه تنها احساساتش، بلکه طرز فکر و باورهایش نیز به چالش کشیده شود.
امروزه نیز متد برشت همچنان مورد استفاده قرار میگیرد و کارگردانان و بازیگران بسیاری از این تکنیک ها برای ایجاد تئاترهای اجتماعی و انتقادی بهره میبرند. در بسیاری از اجرا های معاصر، تکنیک های بیگانه سازی برشت برای بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استفاده میشود تا مخاطب به جای تماشای یک اثر هنری صرفاً تفننی، به تحلیل و انتقاد از شرایط پیرامونش بپردازد.
اگرچه متد برشت توانسته تاثیر زیادی در تئاتر بگذارد، اما منتقدان زیادی هم داشته است. برخی معتقدند که این متد به دلیل از بین بردن حس همدلی و دلبستگی احساسی، نمایش را سرد و خالی از حس انسانی میکند. همچنین، برخی اعتقاد دارند که تمرکز بیش از حد بر بیگانهسازی میتواند مانع از درک عمیق و تجربهای شخصی از نمایش شود. با این حال، بسیاری از تئاترشناسان و هنرمندان این نقدها را بهعنوان چالشی برای خود میدانند و تلاش میکنند تا در تفسیر متد برشت و استفاده از آن خلاقانه عمل کنند.
متد برشت رویکردی متفاوت و تاثیرگذار در دنیای تئاتر است که هدف اصلی آن آگاهیبخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی است. این متد با استفاده از تکنیکهایی نظیر بیگانهسازی، شکستن دیوار چهارم، تغییر شخصیتها و روایت مستقیم تلاش میکند تا تماشاگر را از درگیر شدن احساسی با نمایش دور کرده و او را به یک ناظر منتقد و تحلیلگر تبدیل کند.